تبليغاتX
پرسا ـ پیک راه سبز امید

پرسا ـ پیک راه سبز امید

همراه شو عزیز

فتنه تکراری

فتنه سبزآيت الله صادق آملي لاريجاني: از انتخابات ‪ ۸۸‬ديديم كه افرادي با سابقه و گذشته همراهي امام و انقلاب در دام فتنه افتادند و با همه فرصت و مجالي كه به آنها داده شد اما باز هم در اشتباه خود باقي ماندند و هر روز بيانيه دادند و هنوز نيز بر عصبيت خود باقي هستند. (ایرنا)

ابن زیاد: حسین خویشاوندی با پیامبر را بهانه قرار داده و به طمع دراختیار گرفتن حکومت بر علیه خلیفه مسلمین آشوب نموده. او و یارانش بیعت خود با خلیفه را شکستند و از دین خدا خارج شدند. فتنه حسین جز برای قدرت و به قصد انشقاق میان مسلمین نیست. (مسجد کوفه)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر 1389ساعت   توسط سبزاندیش  | 

استقلال و پرسپوليس رو ولش، غضنفرو بچسب!

يادداشتي را چند ماه پيش كه كارتوني مشابه از اين بنده خدا خبرساز شده بود نوشتم كه به دلايلي از درج آن منصرف شدم. اينبار اما چند كلامي را ـ هرچند كار بيهوده‌اي است ـ خرج اين بيهودگي مي‌كنم!

حقيقتاً نمي‌دانستم از كجا شروع كنم يا اصلاً چه بنويسم كه حق مطلب ادا شود. تا اينكه خودشان به كمك آمدند. در جوابي كه به يكي از منتقدانش داده، شاه‌بيتي وجود دارد بدين شرح:

"من به هیچ وجه متوجه نمی‌شوم چرا حساسیت والای هنری دوستان به هنگام دیدن کارهای دیگر بالا و پایین نمی‌شود؟ یا اینکه در سایت‌های‌شان اگر کاری هم باشد که در شرایط اعتدال می‌پسندیدند، به هیچ عنوان منعکس نمی‌شود و نمی‌بینند."

البته بعيد است كه ناتواني ذهني ايشان بقدري حاد باشد كه توان درك اينگونه مسائل را نداشته باشند. مثلاً اينكه ايشان نمي‌داند چرا به رسانه‌هاي وابسته به دولت «غوغاسالار» لقب مي‌دهند؟

تا آنجا كه من مي‌دانم براي اين است كه اين رسانه‌ها (از صدا و سيما گرفته تا مطبوعات و اينترنت) به مدد سرمايه عظيم نفتي، چنان از نظر امكانات و كيفيت گسترده‌اند و فضاي تبليغاتي و افسار افكار عمومي را بدست دارند كه اگر هم قطره اطلاعاتي بصورت مستقل از منافذ عبور كند، اينان به راحتي غوغايي برپا مي‌كنند كه آن قطره به زمين نرسيده بخار شود.

خودشيفتگي ايشان چنان است كه "قطره" مربوط به خود را (در گذشته و در گذشته‌تر) هنرمندانه و لايق واكنش فرض كرده كه حساسيت نشان دادن يا ندادن به آنها را شرط مؤثر و مقبول نبودن يا بودن قلمداد مي‌كند.

همينجا و در مطلبي راجع به سايت خودنويس آورده‌ام كه ساير كارهاي ايشان نيز جز آنكه مرهم موقتي بر زخم‌هاي داغداران باشد، هيچ خاصيتي ندارد و خيلي زود فراموش مي‌شوند.

درست مانند يك دونده رشته ماراتن كه دوست دارد از گرماي هوا و شرايط سخت، آبي بنوشد و گلويي تازه كند. بنابراين به استانداردها و ضوابط كمتر فكر مي‌كند و حتي شايد برخي اصول بهداشتي ـ كه در حالت عادي به آنها پايند است ـ را هم ناديده بگيرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت   توسط سبزاندیش  | 

بودن «اين» يا نبودن «آن«، مسئله اين نيست!

مسئله اين نيستسفر اينروزهاي احمدي‌نژاد به لبنان به قدر كافي خبرساز بوده و تحليل‌هاي گوناگوني بر آن زده شده كه جاي خالي براي اين قلم ناتوان نمانده باشد. اما از آنجا كه اين خانه مجازي به عهدي دل بسته كه حرفش را در فردا و فرداها، سندي بر طريقت آن عهد خواهند گرفت، مناسب ديدم چند كلامي به اين شلوغي بيفزايم.

وقتي به گستره نظرات نگاه مي‌كنيم، به عادت هميشه و بخصوص ماه‌هاي اخير، يك تفكيك دووجهي كامل را مي‌بينيم كه يك سرش به شدت مخالف و سر ديگرش به غايت موافق است. هر دو سوي ماجرا نيز به ملاك شخصي و فردي استناد مي‌كنند.

آنهايي كه تأييد مي‌كنند دليل را در شكوه استقبال از احمدي‌نژاد و جلوه‌اش در پوستين يك مقام محبوب و مقتدر مي‌جويند و آنها كه ايراد مي‌گيرند، اين صحنه‌ها را حاصل همان خاصيت‌ها كه مسسب مخالفت داخلي با او شده مي‌دانند.

در صورتي كه اينجا ديگر به ميان كشدن اين مباحث بيهوده است. احمدي‌نژاد در اينجا يك نماد است، نمادي كه معرف راهبرد نظام سياسي كشور و نوع استراتژي آن است و هيچ ارتباطي به نام خانوادگي افراد ندارد. كما اينكه همين برخورد لبناني‌ها در سال 82 (اگر اشتباه نكنم) با خاتمي هم شد،  ميرحسين نبز به وضوح اعلام كرد كه به حمايت از مقاومت لبنان پايبند است.

من هم مانند همگان نظر خودم را در اين زمينه دارم، اما صحبتم اين است تبادل نظر بر محور حساسيت روي يك نفر و اينكه از ديدن صحنه‌هاي استقبال عده‌اي ذوق كنند و عده‌اي به خشم آيند و منطقشان را بر پايه اين احساسات بگذارند، غلط است.

بنابراين هر دو طرف بايد نگاهشان را اصلاح كنند. اگر اعتراضي هست، در محدوده مناقشه‌هاي انتخاباتي نيست، پس حمايت‌ها نيز نبايد در اين حوزه محدود شود.

با اين موضع اگر خودم بخواهم انتقادي مطرح كنم، اين افسوس است كه در كشورم شايستگاني را سراغ دارم كه مي‌توانستند نماد مناسبتري براي ايران و ايراني باشند و سربلندي را از وادي "تبليغات" به سرزمين "واقعيت" برسانند.

مسئله اين نيست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت   توسط سبزاندیش  | 

در راستاي جذب حداكثري!

كلاغ بجاي قناريشعار فرهنگي دولت خاتمي اين بود: تبديل معاند به مخالف و تبديل مخالف به پشتيبان، عملكرد دولت فعلي تلاش مي‌شود اينگونه كنند: تبديل بانيان به منافقان جديد و معاندان قديمي به خوشبخت‌ترين انسانهاي روي زمين.

وقتي انقلابيون اصيل و سابقه‌دار، ضدانقلاب و برانداز معرفي مي‌شوند، بايد هم براي ايجاد سياهي‌لشكر حاميان و از سر لجبازي براي نماياندن بي‌شمارتر! بودن، كلاغ را رنگ بزنند و جاي قناري بفروشند.

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت   توسط سبزاندیش  | 

موشك جواب موشك!

مصاحبه اوباما با بي بي سيديروز نكاتي را درباره موضوع سخنراني احمدي‌نژاد در سازمان ملل يادآور شدم. پيرو مصاحبه اوباما با بي‌بي‌سي فارسي كه بنظرم تا حد زيادي ترفندهاي پنهان در عمليات رسانه‌اي احمدي‌نژاد در آمريكا را خنثي كرد، مناسب ديدم چند كلامي هم راجع به اظهارات اوباما بنويسم.

1) واضح است كه هدف عمده احمدي‌نژاد از حضور هر ساله (تاكنون هفت بار) در اجلاس سازمان ملل، استفاده حداكثري از فضاي رسانه‌اي در كانون توجهات جهاني است. نسبت سياست خارجي ماجراجويانه به جنجال‌سازي رسانه‌اي مانند نياز براي تداوم حيات به اكسيژن است.

به همين دليل اينروزها منتقدين اصولگراي او در اعلام تقدير و تمجيد از مواضع اتخاذ شده در سازمان ملل مسابقه گذاشته‌اند. در واقع اين مورد نشان مي‌دهد كه بخش بزرگي از سياست رسانه‌اي دولت مصرف داخلي دارد. يعني موجي كه وانمود مي‌شود با هدف تحت تأثير قرار دادن افكار عمومي جهاني ايجاد شده، بيشتر مصرف تهيه خوراك براي رسانه‌ها و اشخاص حامي دولت در داخل ايران دارد.

شاهد ديگري كه وجود دارد اشاره احمدي‌نژاد به بحث قرآن‌سوزي در سخنراني خود است كه عدم عنوان آن قبل از سفر آمريكا، با انتقاد و اعتراض شديد اصولگرايان مواجه شده بود. ضمن اينكه شنيدن حرفهاي متفاوت و ساختارشكنانه ـ اصطلاح مرسوم در ايران ـ و انعكاس آن، در ميان رسانه‌هاي آمريكايي كه به خطوط قرمز (جز در حوزه اخلاقي و حرفه‌اي) قائل نيستند مزموم نبوده و حتي بعنوان منبع سرگرمي! مورد استقبال واقع مي‌شود.

از سوي ديگر با توجه به شرايط و فرهنگ ديپلماسي رايج ميان عوام و خواص ايراني، ادبيات فاخر و كلاسيك و بخصوص آنچه در سخنراني‌هاي مقامات غربي مي‌آيد، به درستي از سوي ايرانيان درك نمي‌شود. براي همين هم نسبت به آت احساس غريبگي كرده و خود را مخاطب نمي‌دانند.

اوباما با شناسايي اين مسئله كه بنظرم حاصل هوشياري مشاورين او است، بدل اين نقشه را زد و به اين نتيجه رسيد كه بايد بصورت جداگانه و خاص با افكار عمومي داخلي سخن بگويد. دوستاني كه ماه‌هاي آخر جنگ ايران و عراق و موشكباران شهرها را به خاطر دارند، شعار «موشك جواب موشك» يا «مقابله به مثل» را يادشان هست.

برگزيدن شبكه تلويزيوني BBC نيز خودش مي‌تواند گواهي بر اين شناخت باشد. هر چند براي قضاوت نهايي بايد چشم به راه آينده بود تا ببينيم آيا اين تجربه تكرار مي‌شود يا خير؟

2) در ميان محتواي مصاحبه اوباما، مهمترين چيزي كه به ذهنم رسيد همانا ابراز نااميدي و تا حدودي سردرگمي براي انتخاب سياست مناسب در برابر حكومت ايران است. زيرا او از يك طرف به سياست تغيير و تنش‌زدايي متعهد است و از طرف ديگر آشكارا بابت آنچه مماشات خوانده مي‌شود تحت فشار است.

احتمالاً طرفداران (خصوصاً از نوع متعصب) احمدي‌نژاد، اين وضعيت را دستاورد سياست خارجي تهاجمي او و نوعي پيروزي براي ايران تعبير مي‌كنند. ولي قابل اثبات است كه نااميدي اوباما از روي انفعال در برابر ايران نيست، زيرا هر نوع سياستي ـ چه تهاجمي و چه غير آن ـ بايد با طرح و برنامه همراه باشد تا مؤثر واقع شود. بنظرم اين حالت ناشي از نوعي قرار گرفتن بر سر دوراهي است.

در واقع او با كشوري طرف است كه مناسبات پيچيده قدرت در آن حالا پيچيده‌تر هم شده. تجربه زمامداران ايالات متحده باعث شد اوباما مستقيماً با مقام رهبري مكاتبه كند. اما نتيجه اين شد كه نه تنها دست دوستي او «چدن زير مخمل» دانسته شود، بلكه حالا با عصبانيت و سخنراني انتحاري احمدي‌نژاد مواجه شود كه از طرف مذاكره نبودن خود ناراحت است. احمدي‌نژاد در شرايط عادي و نرمال هيچ قاعده و حريمي نمي‌شناسد، واي بحالي كه از كوره هم در برود!

سواي اينكه عقيده دارم رويكرد تحريم اقتصادي صحيح نيست و مطمئناٌ خود اوباما هم مي‌داند جز فشار بر مردم ايران نتيجه ديگري نحواهد داشت، همچنين معتقدم كه رودررويي نظامي هم گشاينده نخواهد بود. من واقعاً خوشحالم كه جاي اوباما نيستم و تنها كافيست كه چشمم را ببندم و اوباما را همدوره خاتمي (البته با اختيارات همسان با احمدي‌نژاد) فرض كنم. چه ايران آبادي و چه دنياي قشنگي!

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت   توسط سبزاندیش  | 

خوشبحال نماينده آمريكا!

بعد از شنيدن سخنراني احمدي‌نژاد در سازمان ملل، چند نكته ذهنم را مشغول كرد. البته در جريان وبگردي امروزم شاهد اشارات مختلفي به متن و حواشي آن بودم. اما بد نديدم كه زواياي مد نظر خود را هم بيان كنم تا بلكه در تشريح و تحليل بهتر، مفيد فايده باشد.

1) احمدي‌نژاد در دو سخنراني امسالش در سازمان ملل، تلاش بسياري كرد تا براي سال يا دهه آينده عنواني را بنهد و همچنين پيشنهادهاي ديگري چون اصلاح ساختار شوراي امنيت و حذف حق وتو ارائه داد. در اين ميان دو مورد جالبتر بنظر مي‌رسيد.

الف) يكي تشكيل كميته حقيقت ياب براي حادثه 11 سپتامبر بود. يادمان هست كه اولين كساني كه در جزئيات آن ماجرا در قالب فيلم و كتاب تشكيك كردند، خود آمريكائيها بودند. بنابراين گمان نمي‌رود كه آنان هراسي از بررسي بيشتر دلايل آن حادثه داشته باشند. اما بيان اينكه ممكن است اين كار توسط خود آمريكا برنامه‌ريزي شده باشد، آنهم از تريبون سازمان ملل و نه در جمعي تحقيقاتي و آكادميك، يقيناً كاربرد ديگري جز پرسشگري و دريافت حقيقت دارد.

من با خودم فكر مي‌كردم كه اگر در همان جلسه، يكي از مقامات ساير كشورها درباره چند و چون 22 بهمن 57 و واقعيت ماهوي انقلاب اسلامي ايجاد ترديد و سناريو سازي مي‌كرد، و يا خواستار تشكيل كميته حقيقت‌ياب سازمان ملل براي انتخابات سال گذشته و حوادث پس از آن مي‌شد، چه واكنشي از سوي مسئولين كشور نشان داده مي‌شد؟

ب) ديگري هم ترتيب دادن مناظره آزادانه ميان كشورها در صحن سازمان ملل بود. البته آنچه معلوم نشد اين بود كه اين مناظره راجع به چه موضوعاتي باشد و همچنين اينكه چرا همين توصيه در داخل كشور اجرا نمي‌شود؟

2) در حالي كه روز گفتگوي تمدنها كه پيشنهاد ايران براي نامگذاري سال 2001 بود و در سازمان ملل تصويب شد از تقويم رسمي حذف مي‌شود، تلاشهاي احمدي‌نژاد جالبتر ديده مي‌شود. در حالي كه گفتگوي تمدنها سواي ماهيت و فلسفه، از نظر يك نقطه افتخار ـ با توجه به اينكه پيشنهادي از طرف ايران بوده ـ بسيار مهم محسوب مي‌شود به بهانه نداشتن متولي! حذف شد.

3) اگر احمدي‌نژاد خود را نماينده مردم ايران مي‌داند و همه رفتار و گفتار خود را نظر اكثريت مردم ايران معرفي مي‌كند، چرا نبايد ناراحتي مقامات ديگر كشورها و ترك اعتراضي جلسه را بعنوان خشم و اعتراض مردم آن كشورها ندانيم؟ از شما چه پنهان بابت اينكه خيلي راحت مي‌تواند سخنراني احمدي‌نژاد را نشنود و در عين حال بدون دغدغه و به شيوه مدني اعتراض هم بكند، به نماينده آمريكا حسادت كردم!

4) به چالش كشيدن «ليبرال دموكراسي» جزئي جدايي ناپذير از سخنان احمدي‌نژاد در مجامع جهاني است. وليكن سوال اين است كه مگر سيستم حكومتي ايران از شيوه دموكراسي منشعب نشده؟ و مگر سيستم اقتصاد ايران چيزي سواي سرمايه‌داري ليبرال است؟ مثلاً همين هدفمندي يارانه‌ها توصيه بانك جهاني به كشورهاي در حال توسعه آن هم در بيست سال قبل بوده. پس مدل پيشنهادي ايران براي جايگزيني «ليبرال دموكراسي» و برقراري عدالت چيست؟

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر 1389ساعت   توسط سبزاندیش  | 

وقتي مداحان سياستگذاري نظام را بر عهده دارند

مداحان سياستگذاري نظام را بر عهده دارندراجع به اين موضوع مطالب بسياري گفته شده. اما امروز شاهد جالبي براي اثبات آن يافتم. اين دو خبر (+ و +) را مقايسه كنيد. ماجرا از اين قرار است كه جناب مداح در هنگام دعاي سحر رهنمودهايي فرموده و صبح روز بعد عين همان حرف به پيشنهاد يكي از نمايندگان مجلس تبديل مي‌شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت   توسط سبزاندیش  | 

طرح «نجواهاي سبز» يا ختم قرآن با نيت سلامتي و آزادي زندانيان سياسي

اجراي بهتر و كاملتر اين طرح حداقل به مشاركت 10 نفر از دوستان نيازمند است

يادآوري مي‌كنم براي مشاركت در اين برنامه داشتن حتماً نبايد ايمان و اعتقادي قوي به اصول مذهبي داشته باشيم. تنها باور به منبعي آسماني براي آفرينش و پيشبرد نظام‌مند جهان كه يگانه قادر به تغيير سرنوشت عالم هستي است، كفايت مي‌كند. هماني كه در لحظات تنهايي و نااميدي از همه، تنها كسي است كه حرفمان را مي‌شنود و بارها بدون اينكه خودمان بفهميم، دستمان را گرفته. من نيز دستهاي همه مردم پاكنهاد و سبزدل سرزمينم را مي‌فشارم و اميدوارم اين قدم كوچك، موجبات آرامش روحي و رواني خودمان و برآورده شدن خواسته برحقمان را فراهم آورد.

براي اطلاع‌رساني به ساير دوستان در مورد جزء انتخابي خود و بيان نظرات خود، از بخش كامنت‌هاي همين وبلاگ استفاده كنيد. در ضمن اگر عزيزان دیگری را مي‌شناسيد كه مايل به مشاركت در اين طرح هستند، زحمت هماهنگي را كشيده و از همينجا اعلام نماييد.

روش اجرا بدين صورت است كه هر يك از علاقمندان مي‌توانند با انتخاب سه جزء از قرآن، اعلام آمادگي خود را در معرض ديد ديگران قرار دهند. شركت‌كنندگان مي‌توانند به قرائت هر بخش در هر يك از سه شب قدر، يعني شبهاي نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان اقدام نمايند. در صورت تكميل يك دوره و يا به حد نصاب نرسيدن يك دوره، دوستان مي‌توانند به تقسيم‌بندي با سايرين و يا انتخاب بخشهاي بيشتري بپردازند.

ضمن آنكه شما مي‌توانيد نيات ديگري همچون آمرزش اموات و طلب خير براي نزديكانتان نيز داشته باشيد.

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت   توسط سبزاندیش  | 

داستان قديمي «قوره» و «مويز»

با گذشت تقريبا سي ساعت از مراسم افطار مقامات رده بالاي كشور در شامگاه 27 مرداد، شاهد دو رويكرد متفاوت نسبت به عكسهاي منتشرشده از اين مراسم هستيم كه از بررسي آنها به نتايج جالب و آموزنده‌اي دست پيدا مي‌كنيم. از يك طرف سايتهاي خبري و تحليلي دولتي و رسمي هستند كه با شور و شوق فراوان در اين مدت در پستهاي متعددف اقدام به انتشار اين عكسها نموده‌اند و خوشحالي خود را به هيچ وجه پنهان نكرده‌اند. از سوي ديگر جستجو در فضاي اينترنت و در ميان سايتهاي مرتبط با جنبش سبز، نشان مي‌دهد كه اين طيف با ناراحتي و سرخوردگي با اين عكسها برخورد كرده و بعضا واكنشهاي خشمگينانه‌اي بروز داده‌اند.

نحوه برخورد گروه اول كاملا قابل درك است و ايرادي بر آن نمي‌توان گرفت. مشكل اصلي و مبهم، نوع رويكرد گروه دوم است كه از بررسي آنها متاسفانه به نتيجه كلي "سردي با يك قوره و گرمي با يك مويز" مي‌رسيم. البته اين بيماري‌ها ريشه تاريخي دارد و بصورت اپيدمي از فرهنگ گذشتگان به ما رسيده. مشكل اين كه ما عادت داريم در مورد هر رويدادي بدون ديدن قبل و بعد آن قضاوت كنيم و معمولا هم اين قضاوت با ديدن "نيمه خالي ليوان" صورت مي‌گيرد.

چرا توجه نمي‌شود كه همين "سيدحسن خميني" كه در اين جمع حاضر شده، نه در مراسم تنفيذ حكم احمدي‌نژاد شركت كرد و نه در ساير ديدارهاي مرسوم با او؟ چرا درنظر نمي‌گيريم كه همين "سيدحسن خميني" در 14 خرداد امسال به علت همنشيني با معترضين به انتخابات، بدترين توهينها و بي‌حرمتي‌ها را ديد و شنيد؟ چرا عكسهاي او را در حال دلجويي از اسراي سبز و خانواده‌هايشان را به اين سرعت فراموش مي‌كنيم؟

اغلب دوستاني كه به سيدحسن اعتراض دارند كساني هستند كه لابد روشهاي قهري و انقلابي را مي‌پسندند، حال آنكه اين دوستان بايد پاسخ دهند كه از اين روش كدام نتيجه مفيد بحال جنبش دموكراسي خواهي ايرانيان حاصل شده كه بدنبال ديگري باشيم؟ سواي از تاريخ معاصر ايران، نگاه به شرايط همين امروز هم نشان مي‌دهد كه كارايي روشهاي "آهسته و پيوسته" كه به مرام اصلاحات معروف شده، بيشتر از روشهاي قهري و انقلابي است كه يك سرش به انقلاب سال 57 و سر ديگرش به فعاليت گروه‌هاي اپوزوسيون مي‌رسد كه نتيجه هر دو روشن است.

اگر امروز امكان مانور و چانه‌زني در سطوح رسمي براي جنبش سبز فراهم است، از قبال ارتباطات رسمي رهبران جنبش در رده‌ها و سطوح گوناگون است و همين امر نيز امثال كيهان را عصباني كرده است. اگر كروبي و موسوي و ... بخواهند بقولي حرف آخر را اول بزنند و امورات را هميشه به اخم و اعتراض بگذرانند، آيا همين فرصت اندك براي رساندن پيام و نظرشان به من و شما را خواهند داشت؟ مگر اينكه همه چيز را در محدوده اينترنت و فعاليتهايي از اين جنس بدانيم كه اين مسئله اوج ساده‌انگاري است.

اگر نبودند نمايندگان اصلاح‌طلب در مجلس و شوراي شهر، اگر نبودند مطبوعات و سايتهاي نيم‌بند نزديك به اصلاحات و اگر فرصت سخنراني براي اقشار مردم ميسر نبود، مطمئن باشيد كه شعله‌هاي جنبش قبل از شعله‌ور شدن، به راحتي و با صرف كمترين هزينه خاموش مي‌شد، همانطور كه در 18 تير سال 78 چنين شد.

به هر حال حرف در اين زمينه زياد است، اما اميدوارم روزي برسد كه عوام و خواص ما كه ادعاي مبارزه سياسي دارند، ياد بگيرند كه در اين مسير بايد احساسات و بلندپروازي را كنار گذاشت و با واقع‌بيني و آينده‌نگري به تحليل پرداخت و اصولا مصلحت‌انديشي هميشه هم مزموم نيست، بلكه در جاهايي واجب است!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت   توسط سبزاندیش  | 

پيشواز رمضان (در حمايت از اعتصاب غذاي اسيران سبز)

اعتصاب غذاخدايا، رايمان پس ندادند، روزي از حلقومشان بيرون خواهيم كشيد. اما نگذار دير شود، خودت جوانان وطن را ازشان بازپس گير.

خدايا، قيمت خوردني‌ها را تعيين مي‌كنند (+ و +) و بهاي آزادي، نخوردن و نياشاميدن شده.

خدايا، به حق كرامت و رزاقيت خود، تن‌هاي بي‌رمق در گوشه اوين را درياب و با لقمه‌هاي آسماني، سيرشان ساز.

خدايا، امسال، سفره‌هاي افطار و سحر خانواده‌هاي سرفراز اين اسيران آزاده را، به گرماي وجود عزيزانشان رونق بخش.

خدايا، كوردلان طاقت تابش ندارند، و ماه را پنهان ساخته‌اند، خودت «عيد فطر» اعلام كن.

آمين

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت   توسط سبزاندیش  |